بیگدلی: هنر دیپلماسی، مذاکره و توافق سودمند در وضعیت بی‌اعتمادی است

- فعال اصلاح‌طلب با تأکید بر این‌که سابقه بدعهدی آمریکا نباید به تعطیلی دیپلماسی منجر شود، گفت: در بسیاری از موارد، جایگزین دیپلماسی، جنگ، تداوم تنش، افزایش هزینه‌های اقتصادی و امنیتی و محدود شدن گزینه‌های کشور است از این رو حتی در وضعیت بی‌اعتمادی نیز مذاکره یک ضرورت عقلانی برای تأمین منافع ملی است.

به گزارش عاشورا نیوز به نقل از ایرنا حجت‌الاسلام والمسلمین رحمت‌اله بیگدلی مدرس حوزه علمیه، عضو هیأت علمی دانشگاه و عضو شورای راهبری انتخاب اعضای دولت چهاردهم، پس از دور اول مذاکرات برای پایان جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی ایرنا درباره اینکه چقدر آمریکا را در اجرای مفاد یادداشت تفاهم پایان جنگ جدی می‌بینید و احتمال بدعهدی آمریکا چقدر است؟ گفت: در ارزیابی رفتار آمریکا نه خوش‌بینی مطلق واقع‌بینانه است و نه بدبینی مطلق. تجربه خروج آمریکا از توافق هسته‌ای، احتیاط ایران را قابل فهم می‌کند، اما سابقه بدعهدی، ضرورت مذاکره و توافق را از بین نمی‌برد، بلکه ضرورت اخذ تضمین‌های قوی‌تر را افزایش می‌دهد.

وی افزود: امام علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر در یک رهنمود راهبردی می‌فرماید: «صلحی را که دشمن به آن فرا می‌خواند و در آن مصلحت است رد مکن»، اما همزمان هشدار می‌دهد که پس از صلح باید مراقب فریب دشمن بود. این یعنی نه ردّ مطلق مذاکره عاقلانه است و نه اعتماد مطلق به دشمن.

این اصلاح‌طلب خاطرنشان کرد: در روابط بین‌الملل، دولت‌ها بر اساس منافع و هزینه‌ها عمل می‌کنند. بنابراین پرسش اصلی این نیست که آمریکا قابل اعتماد است یا نه؛ آیا سازوکارهایی پیش‌بینی شده که نقض توافق را برای آمریکا پرهزینه می‌کند یا خیر؟ هرچه ضمانت‌های اجرایی، راستی‌آزمایی و حمایت بین‌المللی قوی‌تر باشد، احتمال پای‌بندی نیز بیش‌تر خواهد بود.

بیگدلی یادآور شد: از سوی دیگر، جایگزین مذاکره همیشه وضعیت بهتری نیست. در بسیاری از موارد، جایگزین دیپلماسی، جنگ، تداوم تنش، افزایش هزینه‌های اقتصادی و امنیتی و محدود شدن گزینه‌های کشور است. از این رو حتی در وضعیت بی‌اعتمادی نیز مذاکره یک ضرورت عقلانی برای تأمین منافع ملی است.

وی تاکید کرد: آنچه از منافع کشور صیانت می‌کند نه اعتماد ساده‌لوحانه است و نه قهر با دیپلماسی، بلکه ترکیبی از قدرت، هوشیاری، مذاکره و تضمین‌های مؤثر است.

بیگدلی در پاسخ به اینکه "کفه تعهدات کدام کشور برای اجرای مفاد یادداشت تفاهم بیش‌تر است؟ گفته می‌شود ۸۰ درصد تعهدات مربوط به آمریکاست؟، گفت: در ارزیابی توافق‌ها نباید میان «تعداد تعهدات» و «اهمیت تعهدات» خلط کرد. در سیاست بین‌الملل، وزن یک توافق را با شمارش بندهای توافق نمی‌سنجند؛ چه‌بسا یک تعهد راهبردی از ده‌ها تعهد فنی تعیین‌کننده‌تر باشد!

مدرس حوزه علمیه افزود: اگر معیار، حجم مسؤولیت‌های سیاسی، اقتصادی و اجرایی باشد، می‌توان گفت بخش مهمی از تعهدات متوجه آمریکاست؛ زیرا ابزارهای اصلی تحریم، فشار اقتصادی و بسیاری از اهرم‌های اثرگذار بین‌المللی در اختیار واشنگتن است. بنابراین، اعدادی مانند «۸۰ درصد» بیش‌تر یک برداشت سیاسی و تحلیلی است تا یک معیار حقوقی دقیق.

وی اضافه کرد: نکته مهم‌تر این است که جنس تعهدات دو طرف متفاوت است. تعهدات ایران عمدتاً ناظر به اقدامات مشخص میدانی، امنیتی و نظارتی است، اما بخش مهمی از تعهدات آمریکا به تصمیمات سیاسی، اقتصادی و تغییر رویکردهای کلان بازمی‌گردد. از این رو، وزن برخی تعهدات آمریکا ممکن است بسیار فراتر از تعداد آن‌ها باشد.

عضو شورای راهبری انتخاب اعضای دولت چهاردهم تصریح کرد: تجربه نشان داده است که مسأله‌ اصلی نه نوشتن تعهدات، بلکه اجرای آن‌هاست. بنابراین پرسش اصلی این نیست که کدام طرف تعهدات بیش‌تری دارد، بلکه این است که چه سازوکاری برای تضمین اجرای تعهدات و افزایش هزینه نقض توافق پیش‌بینی شده است.

وی بیان کرد: همان‌طور که گفتم؛ امام علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر، هم پذیرش صلحِ مبتنی بر مصلحت را توصیه می‌کند و هم نسبت به فریب دشمن پس از صلح هشدار می‌دهد. بر همین اساس، نه ردّ مطلق توافق عاقلانه است و نه اعتماد مطلق به طرف مقابل. موفقیت هر توافقی در نهایت به میزان پای‌بندی طرف‌ها، استحکام ضمانت‌ها و پرهزینه بودن نقض تعهدات بستگی دارد.

بیگدلی در پاسخ به اینکه "همزمان با انتشار و امضای یادداشت تفاهم‌نامه خاتمه جنگ، شاهد انتقاد سران رژیم صهیونیستی از ترامپ هستیم. از طرفی رژیم صهیونیستی عمداً برای ناکام گذاشتن توافق از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کند. آیا این اقدامات به معنای آن نیست که وزن توافق به سمت ایران سنگینی می‌کند؟ " گفت: در تحلیل این موضوع باید از قضاوت‌های شتاب‌زده پرهیز کرد. نه می‌توان صرف انتقاد مقامات رژیم صهیونیستی را دلیل قطعی پیروزی دیپلماتیک ایران دانست و نه می‌توان این واکنش‌ها را بی‌اهمیت تلقی کرد. در روابط بین‌الملل، اعتراض و مخالفت یک بازیگرِ مهم معمولاً حامل پیام‌هایی است که باید در کنار سایر واقعیت‌ها تحلیل شود.

این اصلاح‌طلب ادامه داد: اگر بخشی از رهبران رژیم صهیونیستی احساس کنند توافق با خواسته‌های حداکثری آنان فاصله دارد و آشکارا به آن اعتراض کنند، این می‌تواند نشانه‌ای باشد که روند مذاکرات کاملاً مطابق مطلوب آنان پیش نرفته است. در دیپلماسی، یکی از نشانه‌های موفقیت آن است که طرف مقابل نتواند همه مطالبات خود را بر فرآیند مذاکره تحمیل کند.

وی تاکید کرد: با این حال، اختلافات میان واشنگتن و تل‌آویو را نباید به معنای شکاف راهبردی تفسیر کرد. معیار موفقیت یک توافق، میزان عصبانیت مخالفان آن نیست، بلکه میزان تأمین منافع ملی، کاهش تهدیدها، افزایش امنیت و ایجاد فرصت‌های جدید برای کشور است.

بیگدلی ادامه داد: از سوی دیگر، تلاش رژیم صهیونیستی برای ناکام گذاشتن توافق نیز قابل تأمل است. معمولاً هنگامی که یک بازیگر برای شکست یک توافق هزینه می‌کند، نشان می‌دهد که آن توافق را بی‌اثر نمی‌داند. مخالفت شدید می‌تواند نشانه آن باشد که توافق بخشی از محاسبات و معادلات پیشین را تغییر داده است، اما این به‌تنهایی برای داوری نهایی کافی نیست.

عضو هیأت علمی دانشگاه یادآور شد: همان‌طور که عرض کردم امام علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر از یک سو پذیرش صلحِ مبتنی بر مصلحت را توصیه می‌کند و از سوی دیگر نسبت به فریب دشمن پس از صلح هشدار می‌دهد. این نگاه به ما می‌آموزد که نه فرصت‌های دیپلماتیک را از دست بدهیم و نه نسبت به رفتار طرف مقابل ساده‌اندیش باشیم.

وی گفت: در نهایت، موفقیت واقعی یک توافق نه با میزان اعتراض مخالفان، بلکه با نتایج عملی آن سنجیده می‌شود. اگر توافق بتواند خطر جنگ را کاهش دهد، منافع ملی را تأمین کند، ثبات بیش‌تری ایجاد کند و هزینه بازگشت به جنگ و تنش را افزایش دهد، آن‌گاه می‌توان از یک دستاورد مهم دیپلماتیک سخن گفت.

بیگدلی دریاره اینکه "آیا این یادداشت تفاهم به صلحی پایدار مبدل می‌شود یا آتش‌بسی موقت؟ این سند راه‌حل نهایی است یا «وقفه تنفسی» برای مهار تنش‌های فوری منطقه؟ " گفت: برای پاسخ به این پرسش باید میان «توقف جنگ» و «حل منازعه» تفاوت قائل شد. هر توافقی که به پایان درگیری‌های نظامی منجر می‌شود، الزاماً به معنای صلح پایدار نیست، اما می‌تواند نقطه آغاز آن باشد. بسیاری از صلح‌های ماندگار تاریخ از یک آتش‌بس یا توافق موقت آغاز شده‌اند و در مقابل، بسیاری از جنگ‌ها به این دلیل ادامه یافته‌اند که فرصت تبدیل توقف درگیری به یک مسیر سیاسی از دست رفته است.

این اصلاح طلب خاطرنشان کرد: پایان جنگ معمولاً یک فرآیند چندمرحله‌ای است؛ ابتدا درگیری متوقف می‌شود، سپس سازوکارهای جلوگیری از بازگشت بحران شکل می‌گیرد و در نهایت زمینه برای حل تدریجی اختلافات فراهم می‌شود. از این رو، نباید صرف امضای یک یادداشت تفاهم را پایان همه اختلافات تلقی کرد، اما می‌توان آن را گامی مهم در جهت کاهش تنش و خروج از چرخه بحران دانست.

وی افزود: البته این احتمال نیز وجود دارد که توافق صرفاً به یک «وقفه تنفسی» تبدیل شود، اما تعیین‌کننده نهایی، تحولات پس از امضاست. ادامه مذاکرات، شکل‌گیری سازوکارهای نظارتی، راستی‌آزمایی تعهدات و افزایش هزینه نقض توافق، عواملی هستند که می‌توانند یک توافق موقت را به مسیر صلح پایدار تبدیل کنند.

بیگدلی اضافه کرد: امام علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر، هم پذیرش صلحِ مبتنی بر مصلحت را توصیه می‌کند و هم نسبت به فریب دشمن پس از صلح هشدار می‌دهد. این آموزه راهبردی نشان می‌دهد که می‌توان از فرصت صلح برای تأمین منافع مردم بهره برد، بی‌آن‌که از ضرورت هوشیاری و مراقبت غافل شد.
در نهایت، این یادداشت تفاهم را نه باید «راه‌حل نهایی» دانست و نه «وقفه‌ای بی‌فایده». موفقیت یا ناکامی آن به عملکرد طرف‌ها در ماه‌ها و سال‌های آینده بستگی دارد. اگر این تفاهم بتواند تنش‌ها را کاهش دهد، مسیر دیپلماسی را حفظ کند و هزینه بازگشت به جنگ را افزایش دهد، می‌تواند سرآغاز یک صلح پایدار باشد.

 

 

ارسال نظر