سه شرط برای باورپذیر کردن امتداد دیپلماسی در میدان

یکی از اصول شناخته‌شده علوم ارتباطات آن است که مخاطب، بیش از آنکه به شعارها توجه کند، رفتار را مبنای قضاوت قرار می‌دهد.

به گزارش عاشورا نیوز به نقل از  خبرگزاری مهر، در فضای سیاسی کشور، یکی از مهم‌ترین سوءبرداشت‌ها درباره مفهوم «مذاکره» شکل گرفته است. عده‌ای تصور می‌کنند هر مذاکره‌ای به معنای تلاش برای توافقی برد ـ برد و عادی‌سازی روابط است، در حالی که در ادبیات راهبردی، مذاکره همیشه یک معنا ندارد.همان‌گونه که عملیات نظامی اشکال مختلفی دارد، مذاکره نیز می‌تواند کارکردهای متفاوتی داشته باشد. گاهی مذاکره بخشی از روند حل اختلاف و رسیدن به توافق پایدار است؛ اما گاهی خود یکی از ابزارهای ادامه رقابت و تقابل میان دو طرف محسوب می‌شود. این همان چیزی است که برخی تحلیلگران از آن با عنوان «مذاکره در امتداد میدان» یاد می‌کنند.مسئله اینجاست که بخش قابل توجهی از افکار عمومی، این دو گونه مذاکره را از هم تفکیک نمی‌کند و همین مسئله زمینه سوءبرداشت را فراهم می‌آورد.رفتار، از شعار رساتر استیکی از اصول شناخته‌شده علوم ارتباطات آن است که مخاطب، بیش از آنکه به شعارها توجه کند، رفتار را مبنای قضاوت قرار می‌دهد.اگر در گفتار رسمی تأکید شود که مذاکره صرفاً یک ابزار تاکتیکی است، اما همزمان برخی روایت‌های رسانه‌ای یا اظهارنظرها، نتیجه مذاکره را تنها راه نجات اقتصاد یا منشأ دستاوردهای بزرگ و قطعی معرفی کنند، طبیعی است که بخشی از جامعه این برداشت را پیدا کند که کشور در حال دنبال کردن همان الگوی «مذاکره برای حل همه مسائل» است.در چنین شرایطی، حتی اگر هدف واقعی مذاکره چیز دیگری باشد، روایت شکل‌گرفته در ذهن مخاطب متفاوت خواهد بود؛ زیرا ذهن انسان میان پیام و رفتار، رفتار را معتبرتر می‌داند.
 
قرآن؛ هشدار درباره اتکای راهبردیدر آموزه‌های قرآن کریم، بارها نسبت به اعتماد و اتکای راهبردی به دشمنان هشدار داده شده است.قرآن از مؤمنان می‌خواهد که عزت، قدرت و تکیه‌گاه خود را در جبهه ایمان و اتکال به خدا جست‌وجو کنند و از وابسته کردن سرنوشت خود به اراده دشمنان بپرهیزند. از این منظر، مسئله صرفاً یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه یک قاعده راهبردی است؛ یعنی جامعه‌ای که راه‌حل مسائل اساسی خود را به اراده دشمن گره بزند، قدرت ابتکار عمل خود را از دست خواهد داد.حتی فارغ از مبانی دینی نیز تجربه سال‌های گذشته، به‌ویژه فراز و فرود توافق‌های بین‌المللی، برای بخش مهمی از جامعه این پرسش را ایجاد کرده است که آیا می‌توان برنامه‌ریزی اقتصادی بلندمدت را بر پایه وعده‌های طرف مقابل بنا کرد؟مذاکره جنگ چه ویژگی‌هایی دارد؟اگر مذاکره را امتداد میدان بدانیم، قواعد آن نیز با مذاکره برد ـ برد تفاوت خواهد داشت.
 
در مذاکره جنگ:• مذاکره تنها یکی از ابزارهای اعمال قدرت است، نه جایگزین قدرت. • همزمان با گفتگو، همه مسیرهای جایگزین اقتصادی، سیاسی و دفاعی فعال می‌شود. • هیچ‌گاه چنین القا نمی‌شود که کشور تنها یک راه پیش رو دارد. • ادبیات رسمی از موضع اقتدار و اعتمادبه‌نفس تنظیم می‌شود. • عملیات رسانه‌ای دشمن به سرعت پاسخ داده می‌شود تا امکان تحقیر یا تصویرسازی از عقب‌نشینی ایجاد نشود. • افکار عمومی تا حد امکان در جریان منطق تصمیمات قرار می‌گیرد تا فاصله میان روایت رسمی و برداشت اجتماعی کاهش یابد.
 
در مقابل، اگر مذاکره به‌گونه‌ای روایت شود که گویی کلید حل مشکلات کشور در نتیجه آن نهفته است، طرف مقابل این پیام را دریافت می‌کند که زمان به سود اوست و می‌تواند با فرسایشی کردن روند گفتگو، امتیازات بیشتری مطالبه کند.سرمایه اصلی؛ کاهش وابستگییکی از مهم‌ترین پیام‌های راهبردی که رسانه می‌تواند منتقل کند این است که موفقیت کشور نباید به نتیجه مذاکرات گره بخورد.
 
هر اندازه مسیرهای تجارت منطقه‌ای، توسعه زیرساخت‌ها، همکاری با همسایگان، تقویت تولید داخلی، تاب‌آوری اقتصادی و افزایش توان دفاعی پیش برود، قدرت چانه‌زنی نیز افزایش خواهد یافت.در این صورت، اگر مذاکره به نتیجه برسد، دستاورد آن بر پایه قدرت ملی خواهد بود و اگر هم به نتیجه نرسد، کشور دچار شوک روانی و اقتصادی نخواهد شد.پس از جنگ، قواعد نیز تغییر کرده است.
 
تحولات سال‌های اخیر، به‌ویژه بعد از جنگ اخیر و به شهادت رساندن رهبر انقلاب، به وضوح نشان می دهد که فضای راهبردی نسبت به دوره‌های گذشته تغییر کرده است. طبیعی است که در چنین شرایطی، الگوهای رفتاری و رسانه‌ای نیز نیازمند بازنگری باشند.اگر مذاکره بخشی از یک رقابت راهبردی تلقی می‌شود، روایت رسانه‌ای آن نیز باید با همان منطق طراحی شود؛ روایتی که نه انتظار غیرواقع‌بینانه ایجاد کند و نه قدرت ملی را وابسته به نتیجه یک فرآیند دیپلماتیک نشان دهد.در نهایت، آنچه افکار عمومی را قانع می‌کند، صرفاً تکرار یک گزاره نیست؛ بلکه هماهنگی میان گفتار، رفتار و روایت است. هنگامی که این سه در کنار هم قرار گیرند، جامعه راحت‌تر میان «مذاکره به‌عنوان ابزار» و «مذاکره به‌عنوان تکیه‌گاه» تمایز قائل خواهد شد و برداشت دقیق‌تری از منطق تصمیمات راهبردی پیدا می‌کند.

 

ارسال نظر