بسیاری از اساتید دانشگاه و تحلیلگران سیاسی معتقدند که انتشار بیانیهای که به دنبال ایجاد دوگانه « جنگ و صلح» است، نه تنها کمکی به کاهش تنش نمیکند، بلکه مصداق هممسیری با جنگ روانی دشمن و تکمیل پازل فشار خارجی علیه کشور است.
به گزارش عاشورا نیوز به نقل از خبرگزاری فارس: انتشار بیانیه «نه به جنگ» از سوی برخی چهرههای نزدیک به جریان اصلاحات و ترویج این دوگانه در برخی رسانهها و صفحات مجازی نزدیک به این جریان، انتقادات و واکنشهای بسیاری را به دنبال داشت. منتقدان میگویند مسئله اصلی نه مخالفت با صلح، بلکه نوع روایتسازی از جنگی است که ایران آغازگر آن نبوده است. مگر کسی مدعی جنگطلبی بوده است؟نخستین پرسشی که از سوی استادان، چهرههای سیاسی و تحلیلگران منتقد مطرح میشود این است که اصلاً چه کسی در داخل کشور مدعی جنگطلبی بوده است که اکنون بیانیهای برای مخالفت با جنگ صادر میشود؟
سیدمحمد حسینی، عضو هیئت علمی دانشگاه، در واکنش به این موضوع میگوید: «هیچ فرد عاقلی طرفدار جنگ نیست؛ اما دوگانه ‹جنگ یا صلح› یک صورتبندی سیاسی است، نه یک تحلیل علمی.» وی معتقد است که وقتی در روایت یک بحران، آغازگر تجاوز معرفی نمیشود، عملاً مرز میان مهاجم و مدافع از بین میرود.
چرا متجاوزان مخاطب بیانیه نیستند؟منتقدان میپرسند اگر هدف جلوگیری از جنگ است، چرا در متن بیانیه اشارهای به دولتها و بازیگرانی که جنگ را آغاز کردند دیده نمیشود؟ چرا هیچ اشارهای به تجاوز آمریکا و اسرائیل به کشورمان آن هم زمانی که در میانه مذاکرات بودیم نشده است،«اگر دغدغه جلوگیری از جنگ وجود دارد، نخستین مخاطب چنین بیانیهای باید آغازگران تجاوز باشند، نه ملتی که از سرزمین و استقلال خود دفاع کرده است.» این بخش از بیانیه اخیر ۵۱۷ استاد دانشگاه، در واقع مهمترین نقد واردشده به بیانیه اصلاحطلبان رادیکال تلقی میشود؛ نقدی که معتقد است جای متجاوز و مدافع در این روایت جابهجا شده است.
بازدارندگی از ابزارهای حفظ صلح استحامیان بیانیه موسوم به « نه به جنگ» که امضاهای آن توسط برخی از اعضای جبهه اصلاحات جمع شده، بر مذاکره و دیپلماسی تأکید میکنند؛ اما منتقدان با اشاره به تجربه مذاکرات گذشته، این پرسش را مطرح میکنند که آیا صرف مذاکره توانسته مانع فشار و حمله شود؟
مهدی تقوی، استاد علوم سیاسی دانشگاه، در این باره میگوید: «بازدارندگی نقطه مقابل صلح نیست، بلکه یکی از ابزارهای حفظ صلح است. تجربه کشورها نشان داده ضعف دفاعی بیش از قدرت دفاعی زمینهساز جنگ میشود.»به اعتقاد این استاد دانشگاه، حذف مؤلفه بازدارندگی از ادبیات امنیت ملی، به کاهش احتمال جنگ منجر نخواهد شد.
دوقطبی «صلحطلب ـ جنگطلب» به نفع چه کسی است؟محمدحسین کنعانیمقدم، کارشناس مسائل سیاسی، معتقد است القای این دوقطبی بخشی از جنگ روانی دشمن برای ایجاد شکاف در داخل کشور است.وی ادامه میدهد که «برخی افراد آگاهانه یا ناآگاهانه در حال تکمیل پازل دشمن هستند.»قاسم جعفری، استاد دانشگاه و نماینده سابق مجلس، نیز تأکید میکند که ایجاد چنین دوگانههایی چه بخواهیم و چه نخواهیم به دشمن کمک میکند.وی همچنین میگوید: صلح پایدار از موضع اقتدار شکل میگیرد و مذاکره بدون پشتوانه قدرت، امنیت پایدار ایجاد نمیکند.محمد مهدی اسماعیلی وزیر ارشاد دولت سیزدهم نیز با انتقاد از دوگانهسازی «جنگطلب» و «صلحطلب» در فضای سیاسی، این رویکرد را بازی در زمین دشمن میداند و میگوید که جمهوری اسلامی طرفدار جنگ نیست، اما حفظ صلح و امنیت بدون اقتدار و بازدارندگی ممکن نخواهد بود.
هیچ عاقلی دنبال جنگ نیست رسول جلیلی، رئیس سابق دانشگاه صنعتی شریف، از دیگر منتقدان این بیانیه اصلاحطلبان است. او با تاکید بر اینکه هیچ عاقلی به دنبال جنگ نیست، میگوید: « مایه شرم است که عدهای در شرایط تهاجم دشمن، چنین بیانیه ای را منتشر می کنند.»جلیلی با اشاره به جنایات دشمنان تاکید میکند که در اینها در مقابل به خاک و خون کشیدن کودکان شهید، در مقابل شهادت دانشمندان، در مقابل هجوم به کشورمان، در مقابل ترور رهبرمان چه پاسخی دارند؟ ما چه گناهی غیر از استقلالخواهی داریم؟ چه گناهی غیر از اینکه روی پای خودمان بایستیم داریم؟ آیا ما به آمریکا حمله کردیم که الان یک عده شعار نه به جنگ میدهند؟
مسیر دشمن را هموار نکنیم نکته مشترک در اظهارات استادان و تحلیلگران این است که هیچیک از منتقدان، اصل صلح را رد نمیکنند؛ بلکه معتقدند بیانیه اصلاحطلبان با ساختن دوگانه «جنگ و صلح» و نادیده گرفتن نقش آغازگران تجاوز، تصویری ناقص از واقعیت ارائه میدهد.از نگاه آنان، صلح زمانی پایدار خواهد بود که بر پایه اقتدار دفاعی، بازدارندگی، دیپلماسی فعال و وحدت ملی شکل بگیرد؛ نه با روایتی که به تعبیر بیانیه ۵۱۷ استاد دانشگاه، «جای متجاوز و مدافع را جابهجا میکند.»قاسم جعفری نیز در همین راستا می گوید که مسئله امروز کشور انتخاب میان جنگ و صلح نیست؛ بلکه انتخاب میان مقاومت در برابر فشار خارجی یا پذیرش صلحی است که از موضع ضعف تحمیل شود.وی تاکید میکند مردم باید نام افرادی که پای بیانیه نه به جنگ را امضا کرده اند را به خاطر بسپرند، زیرا این دسته از افراد هستند که همواره در بزنگاههای مختلف دست به قلم میشوند تا با بیانیه نویسی دو قطبیهای کاذب بسازند. مهدی تقوی هم می گوید که این جریان متاسفانه در شرایط حساس که نیاز به وحدت است و باید مراقبت بیشتری داشته باشیم چیزی میگویند که به نفع دشمن است.وی ادامه میدهد: اصلا مگر ما دنبال جنگ بودیم که اینها الان میگویند دنبال صلح باشید؟ واقعا حرف اینها با کدام منطق عقلی و دینی سازگار است؟
ارسال نظر