وابستگی خاموش به هوش مصنوعی؛ اگر یک دهه دیگر این فناوری از دسترس خارج شود چه خواهد شد؟

هوش مصنوعی با سرعتی بی‌سابقه در حال ورود به همه ابعاد زندگی، از آموزش و پژوهش گرفته تا حقوق، رسانه و خدمات اداری است. هرچند این فناوری فرصت‌های بزرگی برای افزایش بهره‌وری ایجاد کرده، اما وابستگی روزافزون به ابزارهایی که عمدتاً در اختیار شرکت‌های خارجی قرار دارند، می‌تواند در آینده به یک چالش راهبردی تبدیل شود؛ چالشی که ضرورت برنامه‌ریزی برای مدیریت آن را بیش از پیش آشکار می‌کند.

به گزارش عاشورا نیوز، در سال‌های اخیر، هوش مصنوعی از یک فناوری نوظهور به ابزاری روزمره تبدیل شده است. امروزه بسیاری از افراد برای نگارش متن، ترجمه، تحلیل داده، برنامه‌نویسی، آموزش، پژوهش و حتی تصمیم‌گیری‌های حرفه‌ای از سامانه‌های هوشمند استفاده می‌کنند. این روند، اگرچه موجب صرفه‌جویی در زمان و افزایش بهره‌وری شده، اما پرسش مهمی را نیز مطرح می‌کند؛ اگر روزی این فناوری از دسترس خارج شود، جامعه تا چه اندازه آمادگی ادامه مسیر بدون آن را خواهد داشت؟ برای درک بهتر این موضوع، کافی است نگاهی به نمونه‌های روزمره بیندازیم. وکیل جوانی که هنوز تجربه کافی در تنظیم لوایح حقوقی ندارد، با کمک یک چت‌بات هوشمند متن اولیه لایحه را تهیه و پس از اندکی ویرایش به دادگاه ارائه می‌کند. دانشجویی که فرصت کافی برای انجام تکالیف ندارد، تنها با گرفتن عکس از سؤال، پاسخ آماده دریافت می‌کند. خبرنگاری که باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن گزارشی تحلیلی تهیه کند، از هوش مصنوعی برای نگارش، ویرایش و حتی انتخاب تیتر کمک می‌گیرد. استاد دانشگاه نیز برای اصلاح نگارش مقاله یا بازنویسی متون علمی به این ابزارها مراجعه می‌کند. این نمونه‌ها نشان می‌دهد هوش مصنوعی به‌تدریج در حال تبدیل شدن از یک ابزار کمکی به بخشی از فرآیندهای اصلی کار و زندگی است. در چنین شرایطی، نگرانی تنها به کاهش مهارت‌های فردی محدود نمی‌شود. هرچند برخی پژوهش‌ها به احتمال تأثیر استفاده بیش از حد از هوش مصنوعی بر کاهش تفکر انتقادی، خلاقیت و توانایی حل مسئله اشاره کرده‌اند، اما مسئله مهم‌تر، شکل‌گیری وابستگی در سطح سازمانی و ملی است. چنانچه این روند بدون برنامه‌ریزی ادامه یابد، ممکن است بسیاری از دستگاه‌های اجرایی، مراکز آموزشی، رسانه‌ها، شرکت‌ها و حتی کسب‌وکارهای کوچک بخش قابل توجهی از فعالیت‌های خود را بر پایه سامانه‌های هوش مصنوعی بنا کنند. در چنین شرایطی، هرگونه اختلال گسترده، محدودیت دسترسی یا تغییر در سیاست‌های ارائه‌دهندگان این خدمات می‌تواند آثار قابل توجهی بر روند فعالیت‌ها داشته باشد. این نگرانی برای کشورهایی که بخش عمده‌ای از فناوری‌های هوش مصنوعی را در داخل تولید نمی‌کنند، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. بخش قابل توجهی از مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی در اختیار شرکت‌های مستقر در ایالات متحده و برخی کشورهای دیگر است و دسترسی به آن‌ها تابع قوانین، سیاست‌های تجاری و حتی تحولات سیاسی است. تجربه محدودیت‌های فناوری در سال‌های گذشته نیز نشان داده است که دسترسی به برخی خدمات دیجیتال می‌تواند تحت تأثیر تصمیمات خارجی قرار گیرد. البته این موضوع به معنای کنار گذاشتن یا مخالفت با هوش مصنوعی نیست. کارشناسان بر این باورند که استفاده از این فناوری اجتناب‌ناپذیر است و کشورها برای افزایش بهره‌وری و رقابت‌پذیری ناگزیر از توسعه و به‌کارگیری آن هستند. با این حال، همزمان باید سیاست‌هایی برای جلوگیری از وابستگی کامل به سامانه‌های خارجی، توسعه زیرساخت‌های بومی، حمایت از شرکت‌های داخلی فعال در حوزه هوش مصنوعی و حفظ مهارت‌های انسانی در دستور کار قرار گیرد. هوش مصنوعی می‌تواند موتور محرک توسعه باشد، اما اگر استفاده از آن بدون آینده‌نگری و برنامه‌ریزی راهبردی صورت گیرد، ممکن است در سال‌های آینده به نقطه‌ای از وابستگی برسیم که بازگشت از آن آسان نباشد. از همین رو، بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند اکنون بهترین زمان برای تدوین سیاست‌هایی است که ضمن بهره‌گیری از ظرفیت‌های این فناوری، از شکل‌گیری وابستگی‌های پرهزینه نیز جلوگیری کند. آینده هوش مصنوعی، بیش از آنکه به خود این فناوری وابسته باشد، به نحوه مدیریت و استفاده هوشمندانه از آن بستگی دارد.

 

ارسال نظر