فجر ۴۲| امام گفت: آقا باشید، نوکر نباشید

۱۲ بهمن سال ۱۳۵۷ شمسی در فرودگاه مهرآباد تهران ساعت از ۹ گذشته بود که مردم دیدند چهره آن مرد را که برای خدا هجرت کرده بود و برای خدا قیام کرده بود و خدا او را بازگرداند و برتری و پیروزی داد.

به گزارش تیتر عاشورا به نقل از خبرگزاری فارس : 

همین دیروز| گروه تاریخ خبرگزاری فارس ـ امین رحیمی: قرار بود امام(ره) ۶ بهمن بیاید، ولی بختیارالسلطنه اجازه نمی‌داد؛ فرودگاه مهرآباد را بسته بود و برای مردم تعیین‌تکلیف می‌کرد که باید این‌طوری شود و صبر کنید تا آن‌طوری شود و من قدرت را در دست بگیرم و ارتش را کنترل کنم. مردم چه کردند؟ توی دهنش زدند. از ۶ بهمن در ایران روزی نبود که خون‌آلود نباشد و سربازان خمینی(ره) در خیابان‌ها بختیار را رسوا و مفتضح نکنند. ارتش هم که بختیار می‌گفت باید کنترلش کنم ـ که یعنی خیلی قدرت دارد ـ جلودار مردم نبود. بالاخره ۹ بهمن آن‌قدر مردم محکم ایستادند و آن‌قدر فشار آوردند به دولت و به هرکسی که اختیاری داشت یا نداشت تا بالاخره «نوکر بی‌اختیار» هم به خودش اختیار بدهد و فرودگاه را باز کند. این‌گونه بود که اعلام شد ۱۲ بهمن مرد بزرگ ایران می‌آید و چه شوری و چه حالی!

نمونه‌ای از روزنامه‌های ایران در روز ۱۱ بهمن

«والفجر» شد!

چقدر آدم برای استقبال رفته بود فرودگاه؟ کل جمعیت تهران؟ خیر، بیش‌تر! کل جمعیت تهران آن موقع حدود ۴ و نیم میلیون نفر بود و چون از مناطق اطراف تهران و شهرستان‌ها هم آمده بودند تا اگر لازم شد سینه‌های گشاده‌شان را فرش کنند، زیر چرخ‌‌های هواپیمای رهبرشان، استقبال‌کنندگان در مهرآباد صفی بودند ۳۳ کیلومتری که ابتدایش جلوی پلکان هواپیما بود و انتهایش را خدا می‌داند؛ بنا به تخمین‌ها ۵ تا ۸ میلیون نفر بودند.

مبارزه هنوز ادامه داشت و بازگشت امام(ره) نخستین پیروزی بزرگ بود

تا آن هواپیما روی هوا بود، دل‌ها بین زمین و هوا بود و جان‌ها به لب رسید تا هواپیما به سلامت به زمین رسید؛ شایعه‌ها بود و ترس‌ها که مبادا بلایی سر هواپیما بیاورند. اما هواپیما که نشست و کف پای امام(ره) که بر خاک وطن نشست، خبرهایی شد در عالم معنا؛ فجر شد و «والفجر» شد. آن طلسم‌ها که دیوها بسته بودند، باز شد انگار و پیرمردی که خدا به کلامش نور داده بود به قلبش قوت داده بود همچون کشتی نجات اقیانوس جمعیت را گشود و دیدار تازه کرد با وطن و مردم وطن.

نمایی از بزرگ‌ترین استقبال تاریخ

همان که ملت می‌گوید، بگویید!

امام(ره)از مهرآباد تا بهشت‌زهرا(س) رفت؛ آن‌گونه که هیچ‌کس تا‌به‌حال نرفته است و چشم‌های خیلی‌ها و چشم‌های جهان خیره ماند. و آن‌جا گفت گفتنی‌ها را به نوکرالسلطنه: «‌این آقا که خودش هم خودش را قبول ندارد! رفقایش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد؛ فقط آمریکا از این پشتیبانى کرده و فرستاده، به ارتش دستور داده که از این پشتیبانى بکنید؛ انگلیس هم از این پشتیبانى کرده و گفته است که باید از این پشتیبانى بکنید. یک نفر آدمى که نه ملت قبولش دارد، نه هیچ‌یک از طبقات ملت از هر جا بگویید قبولش ندارند...»

امام(ره) در بهشت‌زهرا(س) از آقایی ارتش ایران به جای نوکری سخن گفتند

و امام(ره) آن روز گفتنی‌ها را گفت به دیگران که نوکر نمانند: «ما داریم زحمت مى‌‌کشیم، ما خون دادیم، ما جوان دادیم، ما حیثیت و آبرو دادیم، مشایخ ما حبس رفتند، زجر کشیدند، مى‌‌خواهیم که ارتش ما مستقل باشد. آقاى ارتشبد، شما نمى‌خواهید، آقاى سرلشکر، شما نمى‌‌خواهید مستقل باشید؟ شما مى‌‌خواهید نوکر باشید؟! من به شما نصیحت مى‌‌کنم که بیایید در آغوش ملت؛ همان که ملت مى‌‌گوید، بگویید. بگویید ما باید مستقل باشیم. ملت مى‌‌گوید ارتش باید مستقل باشد، ارتش نباید زیر فرمان مستشارهاى آمریکا و اجنبى باشد؛ شما هم بیایید ـ ما براى خاطر شما این حرف را مى‌‌زنیم ـ شما هم بیایید براى خاطر خودتان این حرف را بزنید. بگویید ما مى‌‌خواهیم مستقل باشیم، ما نمى‌‌خواهیم این مستشارها باشند. ما که این حرف را مى‌‌زنیم که ارتش باید مستقل باشد، جزاى ما این است که بریزید توى خیابان، خون جوان‌هاى ما را بریزید که چرا مى‌‌گویید من باید مستقل باشم؟! ما مى‌‌خواهیم تو آقا باشى».

برنامه‌ریزی و تدارک برای حفاظت از امام(ره) پیش از ورود ایشان شروع شده بود ولی استقبال زیاد جمعیت کار را دشوار می‌کرد

آن روز ایران چهره دیگری داشت و خروشان بود و سیل بود و دریا بود و اقیانوس بود و این سرآغاز بود. آن روز امام(ره) در نهایت در مدرسه رفاه اسکان داده شدند و بعد مدرسه علوی؛ از همان ابتدا معلوم بود «انقلاب اسلامی» مدرسه خواهد شد برای ایران و درس‌ها خواهد داشت برای جهان.

 

امروز در تاریخ مناسبت‌های دیگری هم هست

امروز ۱۲ بهمن مصادف با ۳۱ ژانویه میلادی و ۱۷ جمادی‌الثانی هجری قمری در تقویم تاریخ، مناسبت‌های دیگری هم دارد.

ـ درگذشت «بارع بغدادی» ادیب و شاعر مشهور عرب در سال ۵۲۴ قمری
ـ رحلت حاج «میرزا حسین نوری» فقیه و عالم بزرگ اسلام در سال ۱۳۲۰ قمری
ـ درگذشت «فریدریش روکرت» ادیب برجسته آلمانی در سال ۱۸۶۶ میلادی
ـ زادروز «ردولف وبساوئر» دانشمند معروف المانی در سال ۱۹۲۹ میلادی
ـ آغاز دهه فجر در ایران  

 

ارسال نظر